علی آقاعلی آقا، تا این لحظه 2 سال و 9 ماه و 29 روز سن دارد
آبجی عفیفهآبجی عفیفه، تا این لحظه 5 سال و 4 ماه و 7 روز سن دارد

بزرگ مرد کوچک، علی من

شیرین زبونی

سلام خوشمزه خان. فدای شیرین زبونیات که روز به روز بیشتر میشه. چندتا یادمه برات مینویسم. ............. علی نشسته روی صندلی. هدفون منم انداخته گردنش. دستشم مثل میکروفون،با ابهت تمام میگه: خانم ها و آقایان.پچال(شلوار) پسرتونو بکشین بالا و من ... ............ علی و عفیفه در حال بازی علی رو به عفیفه: اگر اذّتم کنی پیر میشم هااااااا الهی فدات بشم من ........... بعد از تموم شدن دوره قرآن: من: الهی فدای پسرم بشم من که اسباب بازی هاشو به دوستاش داده.ماه بودی پسر گلم امروز. علی: همون ماه که میره تو آسمون؟ من: آره خوشگلم علی: پس دعا کنین منم ماه بشم بوتونم(بتونم) برم تو آسمون دورت بگردم بااین حرفای جالبت. ............ علی توی...
25 آبان 1397

شیرین زبونی

عفیفه حالش بدشده،توی اتاق بالا آورده حالا مکالمه منو علی درحال تمیزکردن فرش -علی جان،برو کنار مامان تاتمیز کنم -میخوام نگا کنم -خب مگه اینا چیه که نگا کنی؟ -بالایه و من غش کردم از خنده بعدشم خودش میگه اینا چقدر بوی بدی میده خب مگه مجبوری نفس کوچولو بمونی توی اتاق
13 مهر 1397

امام علی

مکالمه علی با عفیفه : علی :اگه آجی جون بِله تو کوچه، لهش میکنم من : چرا؟ علی : اما اینکه اجازه نداده من: کی اجازه نداده؟ علی: امام علی واقعا نمیدونم این حرفا رو از کجا میاره  ************* چند روز قبل براش خربزه گرد برش زدم. امشب اومده توی آشپزخونه میگه بگده هان هانی میگم : یعنی چی؟ عفیفه اومده میگه خربزه گرد میخواد که ماشین لازی میکرد.الهی فدای دخترم که خیلی از حرفای علی رو من متوجه نمیشم، اون متوجه میشه ************* کارتون تابه منو برداشتن پاره کردن، علی میشینه میگه آجی جون بدو بیا ماشینو پارک کردم.بعدم سوار میشه الکی دست میکنه جیبش، سوییچ در میاره ماشینشو روشن میکنه، ابجی جونشم پشت سرش، میرن گر...
30 تير 1397

راست میگه

یه گربه اومده توی خونه مون ،بچه هاشم آورده. چندوقت پیش رفت، اما دیروز یکی شون اومده بود.کوچولو و ملوس. تا شب صبر کردیم مامانش نیومد.بابا گفتن بذاریمش رو دیوار.منم گفتم نردبون بذارین که بتونه بره بالا. یهو پسر کوچولو برگشته میگه مامان راست میگه باباجون.نببون بذارین نم بِلِه الهی دورت بگردم شیرین زبونم
30 تير 1397

بازم شیرین کاری

امروز،سر سفره ناهار عزیز جونی ماکارونی درست کرده بودن با ماست وخیار نشستی میگی اونا چیه؟ میگم ماست خیار،میخوری؟ میگی نه، اونا برامن بده،ققط ماکانی بوگه(فقط ماکارونی خوبه) الهی فدات بشم با اون حرفات چندتا کلمه جدیدم که تازگی میگی : ماپاپا:هواپیما مابا:شما همیشه خوشمزه باش عسلکم
16 تير 1397

فرهنگ لغت

سلام عسل طلا چندتا کلمه خوشمزه ازت یادم اومد برات بنویسم فراموش نشه مچی: شمشیر چوچون : نشون باچاله : بذاره نیخت: ریخت البته اینم بگم که ابجی جونت خیلی تلاش میکنه همه کلمات شیرینت ثبت بشه
13 تير 1397

فرهنگ لغت علی

سلام خوشگلم اینم کلمات شیرینت پُچِله : خوشگله نِک : یک قوق : دوغ هوکو: خونه نخ : یخ اواولی : ایوری بوگه : خوبه ندلی: صندلی هوشابه :نوشابه بگگ: فقط کوده: خورده گیته : ریخته پچال : دستمال چجام : سلام بیلال : دیوار هیلیلی : شیرینی هاله : خاله هبجیچ : هویچ  
8 تير 1397

کلمات جدید

سلام قند عسلم چندتا کلمه خوشگل الان ازت یادم اومد بُپ : لپ بَگاگ : دماغ باباس: لباس باباس : لباس هاکو : خاموش اوتاد : افتاد گدوشت : انگشت گوچی : گوشی پُته : سفره مُقه : لقمه نَداد : مداد ماجی : ماژیک بَگگه : خربزه تا بعد
2 تير 1397

علی و کلمات جدید

سلام گل پسرم  هرچند نق نقو شدی، اما هرروز کلمات بیشترین یاد میگیری و شیرین تر از روز قبل حرف میزنی.  چندتا کلمه ای که یادمه برات مینویسم   تللا حبِ ابه:حلواارده آم:خوراکی هان هان:ماشین هان هان توتو:ماشین کوچولو قاپلیس:آقا پلیس الاابکر:الله اکبر(نمازخوندن) قارقار:کلاغ آیییی:کارتون مهارتهای زندگی هینا:سینا هی دی:سی دی اِ بابا:ای بابا(موقع عصبانیت) آین:عینک یا آینه هاک:خاک آب باجی:تاب بازی ايجا اوجا:اینجا اونجا قت مامان بابا:تخت مامان بابا دیتی:کیتی دیتی من:ظرف غذای من   خلاصه،بعضی حرفاتو فقط خودم متوجه میشم   یه چیز دیگه اینکه بشدت از اسباب بازیهایی که صدا دارن میترسی ماشی...
22 فروردين 1397
1