علی آقاعلی آقا، تا این لحظه 3 سال و 7 ماه و 2 روز سن دارد
آبجی عفیفهآبجی عفیفه، تا این لحظه 6 سال و 1 ماه و 10 روز سن دارد

بزرگ مرد کوچک، علی من

سلام.مامان یه فرشته پاک، که میخواد خاطرات پسر کوچولوش جاودانه بشه

عاشورا

1398/6/20 14:09
نویسنده : مامان علی
42 بازدید
اشتراک گذاری

سلام پسر نازم.

دیروز، عاشورا بود.

عصر رفتیم مسجد امام حسین علیه السلام که پیاده بربم تا مسجد جامع.

یک راه حدودا دو کیلومتری رو پیاده اومدی و زنجیر زدی فدای پاهای کوچولوت.

نزدیک مسجد، خسته شدی که مامان زهرا زحمت کشیدن یه خورده بغلت کردن.

رسیدیم مسجد، از شدت خستگی روی پام خوابت برد.

پاهای کوچیکت رو ماساژ دادم که خستگی راه از تنت بره.

خواب بودی که بابا زنگ زدن من اومدم علی رو بفرستین، که گفتم خوابیدی.

بیدار که شدی سریع رفتی پیش بابا و با هیئت زنجیر زدی.

فدات بشم زائر کوچولو.

اینم مرد کوچولوی من با زنجیرش.

اینم مال روز تاسوعاست که از نماز ظهر برمیگشتیم ، به هیئت برخورد کردیم.

ان شاءالله حسینی زندگی کنی و عاقبتت حسینی بشه گلم.

پسندها (4)

نظرات (3)

✿فاطمه✿(مامان محیا و حسام)✿فاطمه✿(مامان محیا و حسام)
20 شهریور 98 14:23
عزیزممم عزاداریت قبول باشه
مامان علی
پاسخ
ممنونم خاله جونم
❤مـــبــےـنـــا❤❤مـــبــےـنـــا❤
20 شهریور 98 14:38
خداحفظش کنه براتون😘
مامان علی
پاسخ
خیلی ممنونم ازدعای قشنگت
🌼 نوشین 🌼🌼 نوشین 🌼
20 شهریور 98 23:31
عزاداری هاتون قبول 
مامان علی
پاسخ
همچنین،قبول حق