علی آقاعلی آقا، تا این لحظه 3 سال و 7 ماه و 2 روز سن دارد
آبجی عفیفهآبجی عفیفه، تا این لحظه 6 سال و 1 ماه و 10 روز سن دارد

بزرگ مرد کوچک، علی من

سلام.مامان یه فرشته پاک، که میخواد خاطرات پسر کوچولوش جاودانه بشه

شیرین زبونی

1397/10/20 0:18
نویسنده : مامان علی
78 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عزیز قندم

اینقدر شیرین زبونی که نمیدونم کدومو بنویسم.

اما جدید تر ها:

~ داری کارتون میبینی، یکدفعه با هیجان: آ جونمی، اتل متل یه گَجّل، اصلا باورم نمیشه، من میمیرم برا این

*خب فسقل طلا ، ازکجا میاری ایناها رو؟

~ نقاشی میکشی ، وقتی بنظر خودت خیلی قشنگ میشه میای میگی: میخوام بدم به خانم آبجی جون

~ روی پشت بابا سوار میشی و به قول خودت کوکو سواری.در حین سواری: برو حیبون، برو. وقتی هم آبجی سواره: وایسا حیبون این گُتّره(دختره) رو پباده کن. بابا میگن: این دختره رو بخورم؟ جواب میدی: آره بکورش حیبون مباپقم(موافقم)

~ من توی آشپزخونه مشغول ، میای میگی: به کمک من احتیاج نداری؟

~ هر موقع بگم ماشیناتو ببر سرجاش، میگی من خسته ام،  موتونم(نمیتونم)

~ میگی من میکام غذا بکولم، بگگ بشم، قوی بشم، اندازه آدم بدا بشم، برم باهاشون بجنگم بکشمشون.

~ معکوس کردن جملات رو خیلی خوب بلدی. امروز بازی میکردی یهو خودتو انداختی زمین میگی:من مُردم. میگم نه گلم ان شاءالله شهید میشی. اگر شهید نشی، میمیری. سریع برگشتی میگی: اگر شهید بشم نمیمیرم.

~ بیشتر شعرهای مهد آبجی رو بلدی و همراهش میخونی.

اینقدر شیرین کاریان زیاده که هرجی بنویسم تمومی نداره.

باز یر فرصت میام گلم.

دوستت دارم

پسندها (4)

نظرات (2)

مامانمامان
20 دی 97 23:41
ای جااااان زنده باشه
مامان علی
پاسخ
ممنونم.همچنین گل پسرای شما
هستی مامیهستی مامی
29 دی 97 18:01
ماشاءالله
مامان علی
پاسخ
🌹