علی آقاعلی آقا، تا این لحظه 3 سال و 4 روز سن دارد
آبجی عفیفهآبجی عفیفه، تا این لحظه 5 سال و 6 ماه و 12 روز سن دارد

بزرگ مرد کوچک، علی من

سلام.مامان یه فرشته پاک، که میخواد خاطرات پسر کوچولوش جاودانه بشه

شیرین زبونی

1397/10/20 0:18
نویسنده : مامان علی
32 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عزیز قندم

اینقدر شیرین زبونی که نمیدونم کدومو بنویسم.

اما جدید تر ها:

~ داری کارتون میبینی، یکدفعه با هیجان: آ جونمی، اتل متل یه گَجّل، اصلا باورم نمیشه، من میمیرم برا این

*خب فسقل طلا ، ازکجا میاری ایناها رو؟

~ نقاشی میکشی ، وقتی بنظر خودت خیلی قشنگ میشه میای میگی: میخوام بدم به خانم آبجی جون

~ روی پشت بابا سوار میشی و به قول خودت کوکو سواری.در حین سواری: برو حیبون، برو. وقتی هم آبجی سواره: وایسا حیبون این گُتّره(دختره) رو پباده کن. بابا میگن: این دختره رو بخورم؟ جواب میدی: آره بکورش حیبون مباپقم(موافقم)

~ من توی آشپزخونه مشغول ، میای میگی: به کمک من احتیاج نداری؟

~ هر موقع بگم ماشیناتو ببر سرجاش، میگی من خسته ام،  موتونم(نمیتونم)

~ میگی من میکام غذا بکولم، بگگ بشم، قوی بشم، اندازه آدم بدا بشم، برم باهاشون بجنگم بکشمشون.

~ معکوس کردن جملات رو خیلی خوب بلدی. امروز بازی میکردی یهو خودتو انداختی زمین میگی:من مُردم. میگم نه گلم ان شاءالله شهید میشی. اگر شهید نشی، میمیری. سریع برگشتی میگی: اگر شهید بشم نمیمیرم.

~ بیشتر شعرهای مهد آبجی رو بلدی و همراهش میخونی.

اینقدر شیرین کاریان زیاده که هرجی بنویسم تمومی نداره.

باز یر فرصت میام گلم.

دوستت دارم

پسندها (4)
نظرات (2) مشاهده جعبه ارسال نظر
انصراف
مامانمامان
20 دی 97 23:41
ای جااااان زنده باشه
مامان علی
پاسخ
ممنونم.همچنین گل پسرای شما
هستی مامیهستی مامی
29 دی 97 18:01
ماشاءالله
مامان علی
پاسخ
🌹
1