علی آقاعلی آقا، تا این لحظه 2 سال و 9 ماه و 29 روز سن دارد
آبجی عفیفهآبجی عفیفه، تا این لحظه 5 سال و 4 ماه و 7 روز سن دارد

بزرگ مرد کوچک، علی من

دستور زبان جدید

سلام گل پسرم الهی فدات بشم بااون شیرین زبونیا و.کلمات قشنگی که گاها از خودت میسازی اما کلمات: باباله:دوباره بیب:سیب نیست:بیشتر چیزی تموم میشه میگی نیست شده بداد:مداد ماجی:ماژیک دود:زود هویی هویی:سرسره بازی آمت:آمد اوجی:اونجوری مُقِه:لقمه آله:آره حاکی:خالی هِنّو:لیمو مُتَدا:مرتضی ابل:اول بباس:لباس پیس پیس:آب پاش باباگک:بادکنک  اودت:املت آپز:آب پز پوگک:پوشک   تَد:سرد     اما جمله سازیت:خیلی بهتر شده و خیلی خوب جمله میسازی.البته با دستور زبان خاص خودت نه فارسی معیار.مثلا وقتی میخوای بگی اتفاقی نیفتاده،فعل مثبت رو با نه میاری مثلا میخوای بگ...
17 خرداد 1397

دفع بلا با صدقه

سلام گل پسرم هر روز بزرگ تر و مهربون تر میشی و بیشتر به آبجی جون وابسته دیشب رفتیم مسجد مراسم افطاری شماهم خوابیدی کناردیوار گذاشتمت و نشستیم سر سفره موقع پذیرایی یه آقایی که داشت پذیرایی میکرد،یه چاقوی نسبتا بزرگ توی جیبش بود که خانوما بهش گفتن خطرناکه در بیار اونم چاقو رو در آورد دقیق گذاشت لبه دیوار که شما خواب بودی،و چاقو افتاد دقیقا به فاصله میلیمتری ازت من که نفسم چندثانیه بند اومد آقایون دیگه و چندتا خانوم روکردن بهش گفتن حواست کجاست،بچه رو نمیبینی؟ اونم چاقو رو برداشت و اصلا به روی خودشم نیاورد گمونم صدقه ای که قبل رفتن دادم بلا رو از کنار گوشمون رد کرد خدایا شکرت ...
10 خرداد 1397

کلمات جدید علی

سلام پسرک من هرروز بزرگ تر میشی و بانمک تر کلی کلمات جدید میگی و بیشتر هم از خودت میسازی چندتا کلمه جدیدت رو مینویسم بُگُگ :بزرگ توتو: کوچولو هان هان:ماشین عدی: علی معی:معین عدید:عزیز هی دی دی:شیشه شیر آقاپودیس:آقا پلیس بته:بچه بته قار قار:بچه کلاغ مچد:مسجد اگگر:انگشتر اوجی :اینجوری فعلا بقیه رو یادم نمیاد امیدوارم موفق باشی عزیزم
18 ارديبهشت 1397

علی بهانه گیر

سلام گل پسری حسابی نق نق میکنی دایم بهم چسبیدی یه ثانیه بدون من نمیمونی حتی شب اگر حس کنی کنارت نیستم بیدار میشی ومن واقعا مستاصل شدم همه میگن خدا صبرت بده مامان علی.چقدراین پسر اذیتت میکنه البته خودتم اذیت میشی امیدوارم زودتر اوضاع احوالت روبراه بشه وگرنه موقع امتحانات این ترم،مشکل دارم باهات
31 فروردين 1397

فیلشاه

سلام گل مادر امروز رفتیم سینما هویزه فیلشاه دیدیم.با وجود اینکه شما تب داشتی و بیحال بودی،هواهم کمی سرد بود،بخاطر اینکه به آبجی جون قول داده بودم و خاله معصومه هم زحمت کشیده بودن بلیت گرفته بودن، بخاطر ما میخواستن بیان، رفتیم.اما در کل خیلی عالی بود.در واقع بهتره بگم بی نظیر بود.شماهم آروم کارتون دیدی و.وسطای فیلم خوابیدی. الانم دارو خوردی و روی پام خوابیدی امیدوارم وضعیت بدتر نشه دوست دارم عزیزم 
28 فروردين 1397

علی و کلمات جدید

سلام گل پسرم  هرچند نق نقو شدی، اما هرروز کلمات بیشترین یاد میگیری و شیرین تر از روز قبل حرف میزنی.  چندتا کلمه ای که یادمه برات مینویسم   تللا حبِ ابه:حلواارده آم:خوراکی هان هان:ماشین هان هان توتو:ماشین کوچولو قاپلیس:آقا پلیس الاابکر:الله اکبر(نمازخوندن) قارقار:کلاغ آیییی:کارتون مهارتهای زندگی هینا:سینا هی دی:سی دی اِ بابا:ای بابا(موقع عصبانیت) آین:عینک یا آینه هاک:خاک آب باجی:تاب بازی ايجا اوجا:اینجا اونجا قت مامان بابا:تخت مامان بابا دیتی:کیتی دیتی من:ظرف غذای من   خلاصه،بعضی حرفاتو فقط خودم متوجه میشم   یه چیز دیگه اینکه بشدت از اسباب بازیهایی که صدا دارن میترسی ماشی...
22 فروردين 1397

پایان تعطیلات

سلام گل پسر مامان سیزدهمین روزفروردین هم گذشت و تعطیلات تموم شد روز سیزدهم رفتیم امامزاده.بابا هم رفتن یه کاری داشتن انجام بدن،شروع کردی به جیغ کشیدن و گفتی باباااااااااااییییییییییییی.هرکار کردم آروم نشدی تا بابایی اومدن. اما اخلاقت خیلی تلخ شده.هرجا بریم عصبانیم میکنی بس که غر میزنی و گریه میکنی امیدوارم بزرگتر میشی دوباره خوش اخلاق بشی 
14 فروردين 1397

سال۹۷

سلام گل پسرم چندروزیه که سال جدید شروع شده وحال وهوای بهار،حیاط خونه مون رو خیلی دلچسب کرده.شما و آبجی جونت هم از صبح تا ظهر توی حیاط مشغول خاک بازی و ماشین بازی هستین اما این روزا باز دوباره بهانه گیر شدی.جوری که من قید سفر نوروزی رو زدم.آخه شبا تا صبح یکسره نق میزنی.خوب نمیخوابی و اگر غذات دیر بشه غر میزنی اما درکل شیرین و دوست داشتنی هستی حرف زدنت هم خیلی بهتر شده.جمله های چندکلمه ای میسازی رنگ آبی رو.میشناسی به آبجی جون علاقه عجیبی داری جوری که بدون اون هیچکاری رو انجام نمیدی    کلمات جدید زیادی هم یادگرفتنی.درواقع هرچی آبجی جون میگه تکرار میکنی عصبی میشی میگی ای بابا میخوای صدام کنی ...
8 فروردين 1397

علی بهانه گیرشده

سلام گل پسرم این   روزا حسابی بهانه گیری میکنی،درواقع از وقتی از شیر گرفتمت، خیلی نق میزنی که گمونم بخاطر دندون در آوردنته. اما در کل پسر خوب و آرومی هستی.اما هنوز عادت نکردی شبا تا صبح بیدار نشی،بخاطر همینم فعلا پیش خودم میخوابی و آبجی همیشه میگه کی داداشی میاد تو اتاق پیش من میخوابه.امیدوارم زودتر عادت کنی به خوابیدن شب تا بتونم جدات کنم. ​​​​​​به شبکه پویا خیلی علاقه داری.بهتره بگم وابسته شده بودی.از شیر که گرفتمت خیلی تغییر کردی یکیش همین وابسته شدنت به تلویزیون دیدن.طوری که به محض بیدار شدن روشن میکردی تا موقع خواب شب.از بیرونم که میومدیم اول تلویزیون روشن میکردی.اما الان یک هفته میشه که داری بهتر میشی. بساط ...
2 اسفند 1396

جشن تولد علی آقا

سلام گل من دیروز عصر،یه تولد ساده برگزار کردیم.به مهمونامونم نگفته بودم تولد داریم.همه شوکه شدن وقتی اومدن.واسه همین هیچ کادویی نگرفتی بجز آبجی مهربونت که برات یه نقاشی خیلی قشنگ کشیده بود که عکسشو بعدا با کامپیوتر برات میذارم خداروشکر خیلی عالی برگزار شد.به همه،خصوصا بچه هاخیلی خوش گذشت. ان شاءالله صدوبیست سالگیتو جشن بگیریم دوستت داریم همگی مون
29 بهمن 1396