بزرگ مرد کوچک، علی من

بزرگ مرد کوچک،علی من

اسباب کشی

سلام گل پسرم این روزا حسابی گرفتار بودیم.بعدازامتحانات،برگشتیم روداب و اسباب جمع کردیم.جریان انتقالیمون به لطف خدا و کرم امام رضا علیه السلام جور شد و مابه خراسان جنوبی منتقل شدیم والان حدود یک هفته میشه که توی خونه مستقر شدیم.یه خونه بسیار متفاوت باخونه قبلی،با حیاطی که بیشتر شبیه باغه وخداروشکر ازاین جهت شما و آبجی جون حسابی بهتون خوش میگذره ویکسره توی حیاط درحال بازی توی باغچه این. دیروز آخرین واکسنت رو هم زدیم.حسابی درد داری.اما با همین پای دردناک،لنگ لنگون راه میری. در همین حین،پنجمین دندونت که میشه اولین نیش،بالاسمت چپ جوونه زد.( دندونای قبلیت 27فروردین اولین دندون بالای علی سمت راست خودش مبارکش باشه 7اردیبهشت پنج شن...
31 مرداد 1396

راهپیمایی روز قدس

سلام پسر قندم امروز روز قدس بود و ماهم پا به پای دیگران،رفتیم راهپیمایی. هوا حسابی داغ بود،اما شکر خدا شماها خوب بودین. اینم عکسای نور چشم من. مدافع حرم بشی عزیزم ان شاءالله...
2 تير 1396

بدون عنوان

سلام گل گلدونم اومدم با خاطرات مختصر تولدت. بالاخره دومین گل زندگی ما هم یکساله شد. فدای تو بشم من،که اینقدر زود بزرگ شدی نازنینم... منم دست بکارشدم و تم تولد پو رو خودم برات درست کردم.یه خورده وقت گیر بود،اما ارزششو داشت. تعداد مهمونامونم زیاد نبود که همگیشون تلگرامی دعوت شدن،باکارتی که خودم طراحی کردم. بابا جون مهربون هم زحمت خرید وسایل و سفارش کیک و... رو انجام دادن که واقعا دستشون دردنکنه. خلاصه،تولد مختصر و بیاد موندنی شما،توی یه عصر قشنگ برگزار شد و خاطره اش برای ما موندگار شد. حالابریم سراغ عکس ها: کارت دعوت کیک،که البته طرحی که سفارش دادیم خیییییییلی بااین فرق میکرد.اما طعمش عالی ...
1 تير 1396

آتلیه یکسالگی علی،سه ونیم سالگی عفیفه

سلام گل پسرم یکساله که شدی،با آبجی جون بردیمتون آتلیه. هرچند خیلی سخت بود عکس گرفتن از شما دوتا وروجک شیرین،اما خانم عکاس خیلی با حوصله از شما دوتا عکسای قشنگ ثبت کردن چندتا از عکساتونو برات میذارم یادگار بمونه خدا شما دوتا فرشته نازنینمو برای سربازی ولی امرش حفظ کنه و به ما کمک کنه بتونیم مهدوی تربیتتون کنیم ...
27 خرداد 1396

قدم قدم...با یه علم....

زیارت از راه دور کربلا علمدار کوچولو.. موکب محل اسکان،کربلا شب اول،نجف علی و فرات حرم حضرت شاهچراغ، شیراز کربلا کاروان اسرا عمود200 کربلا ...
20 خرداد 1396

قدم قدم...با یه علم....

سلام گل پسرکم اومدم تا طبق قولی که دادم،خاطرات سفر اربعین رو برات بنویسم.یه سفر،یه معجزه،یه حادثه تکرار ناپذیر.... نمیخوام برات بگم کی راه افتادیم،کی رسیدیم،کی اومدیم و..... اوناها رو مشروح توی دفتر خاطرات،دقیق و مو به مو ثبت کردم. میخوام از خودت بگم توی سفر. ازاینکه چقدر برام شیرین بود،حتی سختی هاش.... اما... شب اول که رسیدیم نجف،همگی خسته،خونه دوستمون استراحت کردیم.صبح روز بعد اولین زیارت...خیلی برام دلچسب بود که با دوتا نوگل قشنگم میرفتم زیارت.خیلی شیرین بود.هرچند زیارت هام در حد یه سلام از راه دور بود و یه امین الله... و تمام... اما خیلی خیلی خوب بود. یادم نمیره که شما همونجا تب کردی.روز اول.ومن مجبور شدم تا شب بی...
20 خرداد 1396

چندعکس،چندخاطره

سلام گل پسرم این روزا،هرچی به عقب برمیگردم پر از خاطرات ثبت نشده است.امیدوارم بتونم برات بنویسم. دیشب چندتا عکس ازت پیداکردم که نمیدونم دقیقا چندماهت بوده اما واقعا زمان زود گذشته. برات میذارم برای یادگار آخه این چه جور ماست خوردنه آقای متعجب ای جونممممممم اینم مراسم شیرخوارگان و..... یه شکلات خوشششششششششمزززززززه دوستت دارم تا بعد که ان شاءالله سعی میکنم خاطره سفر کربلامون باشه...
16 خرداد 1396

ماه رمضان

سلام نوگل من خیلی وقته فرصت نکردم برات بنویسم روز به روزبزرگتر و شیرین تر میشی. الان دیگه خیلی خوب راه میری. کلمات آب،نی نی،دَ دَ،ماما،بابا رو ادا میکنی. وقتی هم چیزی باب میلت نباشه شیرین قهر میکنی. علاقه عجیبی به آبجی جونت داری طوری که صبح بیدار میشی اول میری سراغ آبجی خانوم و اگر خواب باشه بیدارش میکنی. برعکس خواهر جون،بابایی تشریف داری و دنبال باباجون گریه میکنی. علاقه شدیدی هم به حموم داری و هرکس بره،پشت دراشک میریزی. الانم هشتمین روز ماه مبارکه،وشکر خدا همکاری کردی و روزه هامو گرفتم.امیدوارم تا آخر ماه مبارک باهام راه بیای. ضمنا،تولد یکسالگیتم به خوبی برگزار کردیم که سر فرصت،برات عکساشو میذارم دوست ...
13 خرداد 1396

یکساله شدنت مبارک مرد کوچک خانه...

سلام شیرین زبانم یکسال از بودن تو میگذرد.و من دراین سال،هزاران بار خدایم را بخاطر بودنت،سلامتت،رشدت،وحتی شیطنت هایت شکر کرده ام. برایم بمان بهترینم از خداوند خوبم کمک خواسته ام که مرا یاری کند که تو را سرباز حضرت ارباب تربیت کنم. یکساله شدنت مبارک مرد کوچک خانه ما...
27 بهمن 1395